۲- بیواسطه: نبی ( وحی خفی).
اما تفاوت وحی و الهام چگونه است؟ اقوال علماء در این باره مختلف است و رأی واحدی وجود ندارد ملاصدرا میگوید: تفاوتی میان وحی و الهام جز در شدت وضوح و نوریت و همچنین مشاهده فرشتهای که علم را میرساند نیست.[۲۹۱] قیصری معتقد است که وحی حتماً رؤیت فرشته را در بر دارد و حتی اگر خداوند به پیامبران هم بدون فرشته مطلبی را برساند ( حتی اگر مستقیماً این کار را انجام دهد) وحی نیست و الهام است!
عبدالرزاق کاشانی معتقد است که حتی بین وحی و مکاشفه عرفاء تفاوتی نیست و تمایز گذاردن از این موارد برای رعایت ادب میباشد.[۲۹۲] اشکالی به قیصری وارد است که باید تکلم فرشتگان با حضرت مریم و تمثل جبرئیل برای او و تکلم فرشته با زن حضرت ابراهیم را نیز وحی خاص بداند در حالیکه ایشان نبی نیستند!.
( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
الهام:
الهام در لغت به معنای القاء مطلب در جان و نفس انسان است. و بر دو قسم است: الهام عام و الهام خاص.الهام خاص برای اولیاء الهی اتفاق میافتد و گاهی در خواب یا بیداری صورت میگیرد. این معنای خاص الهام نوعی از معنای عام وحی ( وحی خفی) است. الهام خاص به دو شیوه انجام میگیرد. بدون واسطه مثل آنکه به ناگاه انسان مطلبی را درک میکند و به قلب او القاء میشود. اما گاهی با واسطه صوت است. یعنی انسان صدایی را میشنود و از آن مطلبی را ادراک میکند.
اما معنای عام الهام برای همه میتواند اتفاق بیافتد. این معنا نیز بر دو قسم است[۲۹۳]، یک قسم آن به سبب تزکیه نفس صورت میگیرد و صورت دیگر آن به سبب استمداد باطنی صورت میگیرد.
الهام:
الف: خاص:
۱- با واسطه
۲- بیواسطه } اولیاء الهی
ب: عام:
۱- با سبب
۲- بیسبب.
وحی رسالی و وحی نبی:
در تقسیم بندی وحی بیان شد که وحی خاص به دو صورت است، گاهی با واسطه فرشته صورت میگیرد و گاهی بیواسطه است. نوع اول مخصوص رسول و نوع دوم از آن نبی است.
محدّث:
در قرآن تکلم با جبرئیل و رؤیت آن را به حضرت مریم علیها السلام نسبت داده شده و در روایات اسلامی این مطلب به حضرت فاطمه ( سلام الله علیها) نیز نسبت داده شده است. مراد از محدث چیست؟
علامه طباطبایی در این زمینه روایاتی را مطرح میکند:
« فی البصائر عن زراره قال «سألت ابا عبدالله علیه السلام عن الرسول و عن النبی و عن المحدّث؟ قال: الرسول الذی یعاین الملک یأتیه بالرساله من ربّه یقول: یأمرک کذا و کذا، و الرسول یکون نبیاً مع الرساله. و النبی لا یعاین الملک ینزل علیه الشیء النبأ علی قلبه فیکون کالمغمی علیه فیری فی منامه قلت: فما علمه انّ الذی رأی فی منامه حق؟ قال یبیّنه الله حتی یعلم انّ ذلک حق و لا یعاین الملک، و المحدث الذی یسمع الصوت و لا یری شاهداً».[۲۹۴] حتی این روایت نیز نمیتواند به صورت کامل مسائل را حل کند. برای مثال مقام محدّث ظاهراً از مقام نبی بالاتر است که صدای فرشته را میشنود.
مشکل دیگر این است که در قرآن مجید درباره حضرت مریم آمده که فرشته را هم دیده است: «فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِیًّا»[۲۹۵] نه تنها او که زن حضرت ابراهیم هم فرشته ها را دید و با آنها صحبت نمود. «وَلَقَدْ جَاءتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِیمَ بِالْبُشْرَى قَالُواْ سَلاَمًا قَالَ سَلاَمٌ ــ وَامْرَأَتُهُ قَآئِمَهٌ فَضَحِکَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَقَ …» [۲۹۶] علامه طباطبایی برای رفع این اشکال سه جواب پیشنهاد داده است که سومی را غیر قابل قبول دانسته است.
اوّل: مقصود این است که بین دو معنا تفاوت است نه اینکه بین آنها ( محدث و نبی) منافات باشد.
یعنی ملاک این که انسانی محدث باشد این است که صدای فرشته را بشنود و لکن اگر او را ندید اشکالی ندارد.
دوّم: حضرت مریم علیها السلام حقیقت ملک را در نفس خود ندید، و لکن مثال او را دید. آیات قرآن صرفاً تمثل ظاهری فرشته را اثبات میکنند نه دیدن حقیقت فرشته را.
سوم: آنچه در حدیث نفی شده وحی تشریعی فرشته به مریم بوده است، نه هر نوع رؤیتی. رؤیت فرشته بدون غرض وحی الهی هیچ اشکالی ندارد.
از مطالب فوق میتوان این نتیجه را گرفت که حداقل بین وحی، الهام، تحدیث شباهت زیادی وجود دارد تا جایی که شاید بتوان تفاوت آنها را شدت و ضعف ( قول صدرا) دانست. این مطلب در کلام ابن عربی هم دیده میشود. وحی از دید او یک حقیقت است که در موارد گوناگون به شکلهای مختلفی ظهور میکند.[۲۹۷]
آنچه در روایات آمده این چنین است. اما بنابر روایات اسلامی حضرت فاطمه زهرا (س) نیز محدّث بودند: امام صادق (ع) میفرماید: «انّما سمیت فاطمه محدثه لأنّ الملائکه کانت تهبط من السماء فتنادیها کما تنادی مریم بنت عمران: فتقول: یا فاطمه انّ الله اصطفاک و طهرک و اصطفاک علی نساء العالمین. یا فاطمه أقنتی لربّک و اسجدی و ارکعی مع الراکعین، فتحدثهم و یحدثونها…»[۲۹۸]
مقامات انسانی و درجه پیامبر
گفتیم که انسان دارای قوای ادراکی سهگانهای است. قوّه حس و خیال و عقل. مقامات انسان هم براساس این قوا متفاوت است. برخی مقام حسی دارند برخی خیال، برخی عقل و برخی شهودی.( در اینجا صدرا مقام شهود را جدای از عوالم سهگانه معرفی میکند.) اولین منزل و مقام انسان مقام محسوسات است. انسان در این منزل با حیوانات هیچ تفاوتی ندارد. زیرا دارای هیچ نوع تجردی نیست و در درک حسی که پائینترین ادراک است با حیوانات شریک است.
منزل دوم، منزل متخیلات است. انسان در این منزل نیز با حیوانات شریک است. اگرچه شاید تا حدّی این منزل را دارای تجرد جزئی بدانیم، اما ناچیز است.
منزل سوم، منزل معقولات است. در این جاست که انسان اموری را میبیند که نه زمان دارند و نه مکان. اینجا جایی است که حیوانات در آن راه ندارند و تنها مالک آن انسان است.
در این منزل است که انسان میتواند ملکوت را ببیند و با ارواح مقدس ارتباط برقرار کند. انسان باید این منازل را طی کند و در آنها سفر کند تا به درجه ملائکه برسد و به مقام ملائکهای برسد که دائماً در حال رؤیت جمال حضرت حق هستند. این نهایت کمال انسانی است. اینجا مقامی است که انسان میتواند ملائکه را ببیند و با آنها ارتباط برقرار کند.
صدرا معتقد است که اولیاء الهی و انبیاء در این مقام شریکاند.[۲۹۹]نبی دارای سه خصوصیت است که اولیاء الهی در دو مورد آنها با او شریک اند و در سومی از یکدیگر جدا میشوند.
عقل نظری: پیامبر چنان صفای نفس دارد که میتواند هر وقت خواست به عقل فعال متصل شود و از محضر او استفاده کند. در این مرحله نیازی به فکر زیادی نیست و با اندک فکری پیامبر به مقصود خود میرسد زیرا مصداق آیه شریفه «یکاد زیته یضیء و لولم تمسسه نار» میباشد. این شدت حدس را در جانب پیامبر قوّه قدسیه مینامند. قوّه حدس انسان چنان قدرتی دارد که میتواند معقولات و معارف را با اندک تأمّلی دریابد. پیامبر در این مقام با اولیاء الهی شریک است. یعنی هر دو چنین قوهای را دارا میباشند.
قوّه متخیّله: قوه متخیله میتواند چنان قوی باشد که در بیداری هم بتواند عالم غیب را ببیند و صدای ملائک را بشنود و با خدا سخن بگوید. این مقام مختص به نبی است، و اولیاء الهی در آن راهی ندارند.[۳۰۰]
قوّه عملی: هر نفسی میتواند تا اندازهای در عالم خود تأثیر بگذارد. ولی مقدار این تأثیر گذاری مختلف است. برخی چنان قدرت دارند که میتوانند در ابر، طوفان، زلزله تأثیر بگذارند. میتوانند اثر دعای خود را در عالم ملک و ملکوت مشاهده کنند و اختیار تمام موجودات را در دست بگیرند.
امّا برخی فقط میتوانند در صورت ناراحتی نفس، رنگ رخسارهشان بپرد و دربدنشان تغییر و تحول رخ دهد. این کمترین تأثیر عالم از نفس است. انبیاء و اولیاء الهی دارای نفس قوی هستند و میتوانند تأثیرات زیادی در عالم بگذارند.
محتوای مکاشفات پیامبران
مکاشفات پیامبران بسیار متنوّع است به طوری که شاید نتوان برای آنها جامعی فرض نمود و لکن ما سعی مینمائیم به موارد مهم آن اشاره نمائیم:
لذا بر اساس جدول ۴-۲ می توان بیان نمود که ضرایب محاسبه شده در رگرسیون، از دقت بالایی برای تبیین واریانس های قابل پیش بینی متغیر وابسته توسط متغیر های مستقل وارد شده در مدل دارد. همچنین بر اساس جدول ۴-۳ مشخص می شود که در مجموع ۸۵ درصد واریانس متغیر وابسته نرخ بازده داراییها(ROA) توسط متغیر های مستقل وارد شده به مدل رگرسیونی تبیین شده است و سایر واریانس باقیمانده مربوط به متغیر های مستقلی است که مطالعه آنها در تحقیق حاضر امکان پذیر نشده است. لذا ضرایبی که در مراحل بعدی برای مدل رگرسیونی محاسبه می شوند می توانند تا ۸۵ درصد تغییرات و واریانس متغیر وابسته تحقیق را پیش بینی کنند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
۴-۳-۱ آزمون خود همبستگی (آزمون LM)
یکی از مفروضات مدل رگرسیون خطی صفر بودن کواریانس بین اجزای خطا در طول زمان ( یا به صورت مقطعی برای انواع داده ها) می باشد. به عبارت دیگر فرض فوق مبین این است که خطاها به یکدیگر وابسته نیستند. در صورتی که خطاها غیر همبسته نباشند، به این معنی است که خود همبسته هستند و یا به صورت پیاپی همبسته می باشند. بنابراین فرض مزبور نیازمند آزمون است. آزمون دوربین – واتسون برای آزمون خودهمبستگی به کار می رود. این آزمون عمومیت کمتری نسبت به آزمون بروش – گودفری دارد و ساده ترین آزمون خودهمبستگی پسماندها است. دوربین – واتسون آزمونی برای خودهمبستگی مرتبه اول است، یعنی این آزمون تنها برای رابطه بین یک خطا و مقدار قبلی خودش می باشد . آماره دوربین - واتسون نیز برای بررسی همبستگی جملات پسماند نشان می دهد که همبستگی در حد قابل تحمل بوده زیرا مقدار آن کمتر از قدر مطلق ۵/۲ است.
جدول۴-۳ مقدار واریانس تشریح شده متغیر وابسته در مدل رگرسیونی
گام رگرسیونی
R
R Square
Adj. R Square
∆R2
Durbin-Watson
۱
۷۵۷/۰
۶۹۵/۰
۶۹۳/۰
—
۰۸۹/۲
۲
۸۶۲/۰
۷۲۸/۰
۷۲۱/۰
۰۲۸/۰
۳
۸۹۶/۰
۷۵۳/۰
۷۴۸/۰
۰۲۷/۰
۴
۹۱۲/۰
۸۵۷/۰
۸۵۰/۰
۱۰/۰
بر اساس آزمون های تشخیصی فوق می توان به برآورد ضرایب رگرسیونی متغیر های وارد شده در مدل تحقیق برای برآورد تغییرات متغیر وابسته، اقدام نمود. نتایج گام های رگرسیونی برای ورود چهار متغیر مستقل برای برآورد واریانس متغیر وابسته در جدول ۴-۳ آمده است .
بر اساس جدول۴-۴ مشخص می شود که اولین متغیر مستقل که بیشترین نقش در تبیین واریانس را نیز داشته است، متغیرمستقل موجودی کالا (IN) است. در گام دوم رگرسیونی دومین متغیر مستقل مخارج بازار یابی وارد معادله رگرسیونی شده و نقش معنی داری را در تبیین متغیر وابسته از خود نشان داده است. سومین متغیر مستقل نیز یعنی سود انباشته(RE ) است که رتبه سوم را در تبیین واریانس متغیر وابسته با ورود در گام سوم از خود نشان داده است. چهارمین متغیر نیز متغیر کارایی است که وارد معادله شده است. بر این اساس می توان معادله رگرسیونی را با ضرایب غیر استاندارد و با در نظر گرفتن مقدار ثابت به شرح زیر تدوین نمود.
Y = -0.004-0.152X1-0.633X2+0.453X3+0.248X4
جدول۴-۴ ضرایب متغیر های مستقل وارد شده در مدل رگرسیونی به همراه معنی داری
گام
مدل
مقادیر غیر استاندارد
۵-۱- کلیات
توسعه زیست حسگرهای الکتروشیمیایی تا حد زیادی به الکترود کار مناسب در ساختار آن بستگی دارد. در میان الکترودهای کار مختلف، الکترود خمیر کربن (CPE)، سادهترین و پرکاربردترین است. در بسیاری از موارد، خمیرکربن را میتوان به راحتی با مواد مختلفی اصلاح کرد تا کارایی آن بهبود یابد. در سالهای اخیر تلاش های زیادی برای طراحی زیست حسگرهای الکتروشیمیائی DNA با بهره گرفتن از نانوذرات نیز، صورت گرفته که نسبت به سایر زیست حسگرها کارائی بالاتری دارند. نانوذرات ۲SiO به خاطر خواص منحصر به فرد خود، از جمله: پایداری بالا، سمیت کم، سازگاری خوب، آماده سازی آسان محیط مناسبی برای تثبیت مولکولهای زیستی هستند، در حالی که فعالیت زیستی این مولکول ها حفظ می شود [۱۰۱]. استفاده از این نانوذرات در پیکرهی خمیر کربن، سبب افزایش رسانایی سطح الکترود اصلاح شده و در نتیجه، موجب افزایش پاسخ الکتروشیمیایی مورد نظر میگردد.
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
۵-۲- اهمیت ساختار i-motif DNA
به دلیل اهمیت ساختار i-motif -DNAدر سلولهای بدن انسان و اهمیت زیاد این ساختار در بلوکه کردن انتهای تلومرها و مهار آنزیم تلومراز و همچنین بیماریهای ناشی از سرطانی شدن سلولها، مطالعه این نوع ساختارهای DNA مورد توجه قرار گرفته است [۱۰۲]. ترکیباتی که با توالیهای ذکر شده پایداری ایجاد کنند، قادر به مهارکردن فعالیت تلومراز میباشند. پایداری ساختارi-motif به تکرار توالی دارای سیتوزین، pH اسیدی ملایم، ماهیت و غلظت کاتیون های موجود در محلول بستگی دارد [۱۰۳]. پایداری ساختار i-motif پیچ خورده در pH اسیدی ملایم، یک استراتژی خوب برای درمان سرطان است، چون می تواند از واکنش تلومراز در سلول سرطانی جلوگیری کند.
مراحل انجام آزمایش در این کار تحقیقاتی، به اختصار به شرح زیر بیان می شود:
الف) پیش تیمار الکتروشیمیایی[۷۴] الکترودها: پس از آمادهسازی الکترودهای خمیر کربن، این الکترودها قبل از استفاده باید فعالسازی گردد. پیشتیمار الکتروشیمیایی معمولاً برای فعالسازی سطح الکترود کار به کار میرود .بدین منظور، CPE درون محلول بافر استات M5/0 (8/4 =pH) حاوی NaCl M1/0 قرار داده شده و پتانسیل V 8/1+ نسبت به الکترود مرجع به مدت ۵ دقیقه به آن اعمال گردید.
ب) تثبیت ساختار i-motif DNA بر روی سطح الکترود: پس از مرحله پیش فعالسازی، به منظور تثبیت ساختارDNA i-motif بر روی سطح الکترود اصلاح شده، الکترود به درون سل الکتروشیمیایی شامل محلولی از فسفات mM 100، ۲ mM MgCl0/1، M NaCl 5/1، μM i-motif 0/1، ۵/۴pH= وارد شده و پتانسیل V5/0+ نسبت به الکترود شاهد برای ۵ دقیقه به آن اعمال میگردد. تثبیت DNA بر روی سطح الکترود اصلاح شده با نانو ذرات ۲SiO (2NSiO)، یک چالش بزرگ است. این مشکل در بعضی موارد در حضور +۲Mg حل شده است. افزودن ۲MgCl به محلول بافر، خاصیت چسبندگی DNA را بر روی سطح الکترود بهبود میبخشد به دلیل اینکه یون +۲Mg به بار منفی فسفات در DNA متصل شده و می تواند مانند پلی بین DNA و سطح الکترود اصلاح شده عمل کند. اسید آمینه –L سیستئین نیز به منظور بهبود خاصیت چسبندگی DNA بر روی سطح الکترود خمیر کربن افزوده شد. اسید آمینه L- سیستئین مقاومت نانو ذرات ۲SiO برای تثبیت DNA را کاهش داده و تثبیت DNA در این سطح بهتر انجام می شود. نمایش نموداری مراحل تهیه زیست حسگر الکتروشیمیایی فوق در شکل ۵-۱، ارائه شده است.
شکل ۵-۱- تصویر نموداری از مراحل تهیه زیست حسگر الکتروشیمیایی i-motif DNA.
ج) مرحله برهمکنش با داروی تاموکسیفن: پس از تثبیت i-motif DNA بر روی الکترودکار، آن را کاملاً با آب مقطر یون زدایی شده آبکشی کرده و در محلول دارو با غلظتهای مختلف به مدت ۱۵ دقیقه شناور کردهایم و سپس الکترود را از محلول خارج کرده و با آب مقطر یونزدایی شده آبکشی کرده و ثبت بررسی
های الکتروشیمیایی مورد استفاده قرار گرفت.
د) مطالعات الکتروشیمیایی با روشهای ولتامتری چرخهای و ولتامتری پالس موج مربعی[۷۵] (SWV) در محلول بافر فسفات M 1/0 با ۵/۴ pH= دارای نمک NaClبا غلظت M 1/0 انجام شده است.
۵-۳- ویژگیهای CPE/2NSiO / i-motif DNA:
برای مطالعه ویژگیهای زیست حسگر الکتروشیمیایی (CPE/2NSiO/ i-motif DNA) از روشهای مختلف استفاده شده است که در زیر به آنها میپردازیم.
۵-۳-۱- ریخت شناسی سطح الکترودهای کار
برای بررسی ریخت شناسی سطح الکترودها و مراحل مختلف ساخت زیست حسگر الکتروشیمیایی فوق از تصویربرداری با میکروسکوپ روبش الکترونی (SEM) استفاده شد که در این راستا، تصاویر SEM سطوح (الف) CPE برهنه پس از پیشتیمار الکتروشیمیایی، (ب) CPE/Cys- ۲NSiO، (ج) CPE/2 NSiO/ i-motif DNA و (د) CPE/Cys-2NSiO/i-motif DNA درشکل ۵-۲، ارائه شده اند. تصویر (الف)، سطح CPE برهنه را بعد از پیش تیمار الکتروشیمیایی در محلول M 5/0 بافر استات نشان میدهد. همانطور که مشاهده می شود، سطح الکترود خمیر کربن دارای صفحات نامنظم و حفراتی میباشد که علت آن وجود تخلخل و ساختار پیچیده سطح خمیر کربن است. ریخت شناسی سطح برای الکترود خمیر کربن ساده نشان میدهد که پودر گرافیت در پارافین به خوبی مخلوط شده است. افزایش ناهمواریها، سبب افزایش سطح مؤثر الکترود میگردد که این امر به پخش بهتر و قرارگیری تعداد بیشتری از نانو ذرات کمک می کند. تصویر (ب)، توزیع نسبتا یکنواخت از نانو ذرات ۲NSiO، با اندازه قطر متوسط ۳۰ تا ۴۰ نانومتر را نشان میدهد. در تصویر (د)، ریخت شناسی الکترود بعد از تثبیت DNA را نشان میدهد. همانطور که مشاهده می شود، سطح الکترود CPE2NSiO، درحضور DNAبه ساختار فشرده تغییر می کند. برای بررسی اثرات مولکول L-سیستئین روی DNA تثبیت شده، تصویر SEM در غیاب مولکول -Lسیستئین نیز بررسی شد. در تصویر (ج)، DNA می تواند روی سطح الکترود اصلاح شده در غیاب مولکول -Lسیستئین نیز تثبیت شود.
ب
الف
د
ج
شکل ۵-۲- تصاویر SEM سطح (الف) CPE برهنه پس از پیشتیمار الکتروشیمیایی، (ب) CPE/Cys-2NSiO، (ج) CPE/2NSiO/ i-motif DNAو (د) CPE/Cys-2NSiO/i-motif DNA
۵-۳-۲- مطالعه ولتامتری چرخهای چگونگی تثبیت DNA بر روی سطح الکترود اصلاح شده
چگونگی تثبیت کاوشگر DNA بر روی سطح الکترود اصلاح شده بوسیله ولتامتری چرخهای در محلول M1/0 بافر فسفات شامل -۴/-۳ [۶(CN)[Fe M 01/0 و M NaCl 1/0 در سرعت روبش ۱-s mV 50 بررسی شد (شکل ۵-۳). بطوریکه ملاحظه می شود، جریان دماغههای آندی و کاتدی وابسته به زوج اکسنده و کاهنده نشان میدهد شدت سیگنال -۴/-۳ [۶(CN)[Fe بعد از تثبیت نانو ذرات ۲SiO و L-Cys بر روی سطح الکترود افزایش مییابد. میزان برگشت پذیری فرایند الکترودی در نتیجه کاهش میزان جدایی پتانسیل دماغههای آندی و کاتدی (∆Ep) افزایش مییابد. (منحنی b) دماغههای آندی و کاتدی وقتی ss-DNA بر روی سطح الکترود اصلاح شده با نانو ذرات ۲SiO قرار میگیرد، جریان دماغههای آندی و کاتدی بطور چشمگیری کاهش مییابد که نشان میدهد DNAبر روی سطح الکترود اصلاح شده با نانو ذرات قرار گرفته است (منحنیc). نتایج نشان میدهد که تثبیت DNA بر روی سطح الکترود خمیر کربن اصلاح شده، سرعت انتقال الکترون بین گونه های الکتروفعال و سطح الکترود را کاهش میدهد که این امر به دلیل ایجاد دافعه الکتریکی بین بارهای منفی گروه فسفات در ساختار DNA و -۴/-۳ [۶(CN)[Fe میباشد. اما این رفتار در غیاب-L سیستئین مشاهده نمی شود (منحنیd ). در حضور اسید آمینه L- سیستئین مقاومت نانو ذرات ۲SiO برای تثبیت DNA کاهش یافته و تثبیت DNA در این سطح بهتر انجام می شود. مولکول L- سیستئین به دلیل تغییرات صورت بندی در اثر فرایند با پروتونه شدن و دپروتونه شدن، متحمل برهمکنش بین مولکولی می شود. وقتی مقدار pH محلول سیستئین پایینتر از ۰۲/۵ می شود مولکول L-سیستئین بار مثبت پیدا کرده که منجر به افزایش بار مثبت سطح الکترود اصلاح شده در محلول بافر فسفات ۵/۴= pH می شود که این امر می تواند به عنوان نیروی اتصالی برای تثبیت DNAاز محلول در نتیجه جاذبه الکترواستاتیکی بین بار منفی فسفات DNA و بار مثبت سطح الکترود عمل کند.
شکل۵-۳- ولتاموگرامهای چرخهای محلول-۴/-۳ [۶(CN)[Fe M 01/0 دارای M NaCl 1/0 در بافر فسفات M1/0 با ۵/۴ pH=
در سطح (a) CPE (b) CPE/2NSiO، © CPE/ ۲ NSiO/ i-motif DNA و (d) CPE/ Cys- ۲ NSiO/i-motif DNA در سرعت روبش ۱-s mV 50.
۵-۴ –مطالعه رفتار الکتروشیمیایی تاموکسیفن در سطح زیست حسگر الکتروشیمیایی
برای مطالعه اثرات متقابل تاموکسیفن و DNA i-motifموجود در سطح زیست حسگر الکتروشیمیایی، از روشهای مختلف الکتروشیمیایی استفاده شد که به آنها میپردازیم.
۵-۴-۱- ولتامتری چرخهای
برهمکنش تاموکسیفن با DNA i-motif موجود در سطح زیست حسگر الکتروشیمیایی از ولتامتری چرخهای محلول تاموکسیفن در M 1/0 بافر فسفات دارای NaCl M 1/0 در ۵/۴pH= استفاده گردید که در این راستا ولتاموگرام چرخهایM ۵-۱۰ داروی تاموکسیفن موجود در محلول الکترولیت را در سطح الکترودهای مختلف رسم کردهایم (شکل ۵-۴).
شکل۵-۴- ولتاموگرام چرخهای M ۵-۱۰ داروی تاموکسیفن در محلولM 1/0 بافر فسفات با ۵/۴ pH= دارای M 1/0 NaCl در
سطحCPE (a) ، (b) CPE/ Cys- ۲ NSiO، © CPE/Cys- ۲ NSiO/i-motif DNA در سرعت روبش پتانسیل ۱-s mV 50.
بطوریکه ملاحظه می شود، منحنی (a)، ولتاموگرام چرخهای در CPE برهنه و منحنی (b) ولتاموگرام چرخه
ای درسطح الکترود خمیر کربن اصلاح شده با Cys-2SiO را نشان میدهد. در منحنی (b)، جریان دماغه اکسایش تاموکسیفن در مقایسه با منحنی (a)، به دلیل سطح مؤثر بیشتر ناشی از وجود نانو ذرات ۲SiO در سطح الکترود خمیر کربن اصلاح شده افزایش مییابد. منحنی ©، ولتاموگرام چرخهای تاموکسیفن را در سطح زیست حسگر الکتروشیمیایی CPE/Cys- ۲ NSiO/i-motif DNA بعد از تثبیت ساختارDNA i-motif نشان میدهد. همانطوریکه مشاهده می شود، شدت جریان مربوط به اکسایش داروی تاموکسیفن در سطح این زیست حسگر الکتروشیمیایی به شدت افزایش مییابد که نشان دهنده پیش تغلیظ دارو بر روی سطح زیست حسگر الکتروشیمیایی میباشد. از این رو، میتوان اطمینان حاصل کرد که حضور ساختارDNA i-motif بر روی سطح الکترود اصلاح شده، منجر به جذب دارو بر سطح این الکترود و برهمکنش با ساختار DNA i-motif شده و بدین ترتیب، جریان دماغه اکسایش مربوط به دارو به دلیل پیش تغلیظ آن بر روی سطح این زیست حسگر الکتروشیمیایی افزایش مییابد.
۵-۴-۲- ولتامتری موج مربعی
از ولتامتری موج مربعی برای اطمینان از اثرات متقابل داروی تاموکسیفن با DNA i-motif ی موجود در سطح زیست حسگر الکتروشیمیایی استفاده گردید. از اینرو ولتامتری موج مربعی زیست حسگر دارای DNA i-motif، CPE و CPE/Cys/2 NSiOدر محلول بافر فسفاتM 1/0 دارای M 1/0 NaCl در غیاب تاموکسیفن هیچ دماغه اکسایش و کاهش نشان نمیدهند. (ضمیمه شکل ۵-۵- الف) ولتاموگرامهای موج مربعی الکترود اصلاح شده با DNA i-motif در حضور غلظتهای فزایندهای از تاموکسیفن (M ۵-۱۰- M ۸-۱۰×۷) را نشان میدهد بطوریکه ملاحظه می شود دماغه اکسایش تاموکسیفن در پتانسیل ۱۵/۱ ولت نسبت به الکترود شاهد ظاهر می شود که با افزایش غلظت داروی تاموکسیفن به ارتفاع دماغه اکسایش آن افزوده می شود. این نتایج نشان میدهد که بعد از تثبیت ساختار DNA i-motif بر روی سطح الکترود اصلاح شده، داروی تاموکسیفن موجود در محلول آزمایشی با این ساختار برهمکنش داده و دماغه اکسایش تاموکسیفن ظاهر میگردد. در شکل (۵-۵ ب)، نمودار تغییرات جریان دماغه اکسایش تاموکسیفن در سطح زیست حسگر نسبت به تغییرات غلظت آن در محدوده آزمایشی (نمودار معیارگیری) رسم شده است که این نمودار کالیبراسیون برای زیست حسگر ساخته شده بدست آمد. محدوده دینامیک خطی و حد تشخیص از منحنی کالیبراسیون به ترتیب μM 01/0 تا ۱ و μM 06/0بدست آمد.
شکل۵-۵- ولتاموگرام موج مربعی CPE/Cys- ۲ NSiO/i-motif DNA، در حضور غظتهای فزایندهایی از تاموکسیفن:
(a) ۸-۱۰×۷، (b) ۷-۱۰، © ۷-۱۰×۵، (d) ۷-۱۰×۷، (e) ۶-۱۰، (f) ۶-۱۰ ×۵، (g) ۶-۱۰ × ۷، (h) M ۵-۱۰، در محلول بافر فسفات ۵/۴ pH= دارای M 1/0 NaCl . الف) ضمیمه ولتاموگرامهای موج مربعی: (c , NSiO2-Cys/CPE (b ,CPE (a CPE/Cys-2 NSiO/i-motif DNA در غیاب تاموکسیفن. ب) نمودار تغییرات شدت جریان اکسایش تاموکسیفن بر حسب تغییرات غلظت آن.
۵-۵ - اثر pH بر رفتار الکتروشیمیایی تاموکسیفن در سطح
به منظور مطالعه اثر pH بر رفتار زیست حسگر شناور در محلول تاموکسیفن، ولتامتری موج مربعی الکترودCPE اصلاح شده با نانو ذرات ۲ SiOدارای ساختار DNA i-motif، در دو محلول بافر فسفات M1/0 باpH متفاوت ۵/۴ و ۰/۷ در حضور غلظت متفاوتی از تاموکسیفن مورد بررسی قرار گرفت. در شکل (۵-۶ الف)، منحنیهای (a و b) دماغه اکسایش تاموکسیفن در ۵/۴ pH= را نشان میدهد. چون ساختار i-motif DNA در این pH پایدار میباشد. بنابراین، دارو تاموکسیفن با این ساختار اثر متقابل ایجاد کرده که به سطح الکترود جذب می شود و دماغه اکسایشی آن مشاهده می شود. منحنیهای (c و d)، ولتاموگرام موج مربعی محلول تاموکسیفن در۰/۷ pH= را در سطح زیست حسگر نشان میدهد که دماغه اکسایشی بسیار ضعیفی برای داروی تاموکسیفن ظاهر میسازد. مطالعات نشان میدهد که با افزایش pH، ساختار DNA i-motif موجود به سطح زیست حسگر پایداری خود را از دست میدهد و در نتیجه، مانع جذب داروی تاموکسیفن در نتیجه عدم برهمکنش با DNA i-motif موجود بر بستر زیست حسگر میگردد. از این رو، هیچ برهم
کنشی با تاموکسیفن نداشته و دماغه اکسایشی آن مشاهده نمی شود.
شکل۵-۶-الف) ولتاموگرام موج مربعی محلول تاموکسیفن با غلظت (a)M ۴-۱۰ و (b) M5-10 در بافر فسفات ۵/۴ pH= در سطح CPE/Cys- ۲ NSiO/i-motif DNA، © نظیر (a) و (d) نظیر (b) در بافر فسفات M1/0 با۰/۷ pH= .
برای اطمینان از این بحث، این مطالعه در حضورDNA دو رشتهای نیز انجام شد. شکل (۵-۶ ب)، ولتاموگرام موج مربعی محلول تاموکسیفن در بافر فسفات با ۵/۴ pH= و ۰/۷ pH= در سطح الکترود خمیر کربن اصلاح شده واجد DNAی دو رشتهای را نشان میدهد.
(a-b) dsDNA PH 4.5
(c-d) dsDNA PH 7.0
شکل ۵-۶- ب) ولتاموگرام موج مربعی محلول تاموکسیفن با غلظت (a)M ۴-۱۰ و (b) M5-10 در محلول بافر فسفات M 1/0 با ۵/۴ pH= در سطح CPE/Cys- ۲ NSiO/dsDNA، © نظیر (a) و (d) نظیر (b) در محلول بافر فسفات M 1/0 با۰/۷ pH= .
بطوریکه ملاحظه می شود منحنیهای a و b، برهمکنش بین تاموکسیفن و DNAی دو رشتهای موجود بر سطح زیست حسگر را در ۵/۴ pH= نشان میدهد. نتیجه نشان میدهد که در pH اسیدی، DNA دو رشتهای نمیتواند پایدار باشد و پایداری آن کاهش مییابد. بنابراین، ساختار DNA i-motif در اینpH تشکیل شده و با داروی تاموکسیفن برهمکنش کرده و دماغه اکسایشی تاموکسیفن ظاهر می شود. در حالیکه در منحنیهای c و d دماغه اکسایش تاموکسیفن کاهش چشمگیری نشان میدهد چون ساختارDNA دو رشتهای در ۰/۷ pH=پایدار است و از تشکیل ساختار DNA i-motifجلوگیری می کند. به دلیل پایداری کم
تر ساختار DNA i-motifدر این pH و همچنین از برهمکنش ناچیز داروی تاموکسیفن با ساختار دو رشته
۴-۲-۲ ارزیابی مدلهای تغییرنما ۷۷
۴-۲-۳ تفسیر مؤلفههای نیمتغییرنماهای برازش داده شده بر ویژگیهای خاک ۸۲
۴-۳ ارزیابی اعتبار روشهای درونیابی ۸۳
۴-۴ پهنه بندی پراکنش مکانی خصوصیات فیزیکوشیمیایی در منطقه مورد مطالعه ۸۶
فصل ۵ ۹۳
۵-۱ نتایج کلی و پیشنهادات ۹۳
۵-۲ پیشنهادات ۹۴
فهرست اشکال
شکل ۲‑۱. رفتار تغییرنما در نزدیکی مبدأ
شکل ۲‑۲ رفتار تغییرنما در بخش میانی
شکل ۲‑۳تغییرنما اثر قطعهای
شکل ۲‑۴ مدل کروی
شکل ۲‑۵ مدل نمایی
شکل ۲‑۶ مدل گوسی
شکل ۲‑۷ مدل خطی
شکل ۲‑۸. مدل دویسین
شکل ۲‑۹ مدل سهمیگونه
شکل ۳‑۱ موقعیت منطقه مطالعاتی و الگوی نمونه برداری
شکل ۳‑۲ نقشه واحدهای فیزیوگرافی منطقه مطالعاتی
شکل ۳‑۳ نقشه واحدهای زمینشناسی منطقه مطالعاتی
شکل ۴‑۱ هیستوگرام و نمودار Q-Q متغیر رس
شکل ۴‑۲ هیستوگرام و نمودارQ-Q متغیر سیلت
شکل ۴‑۳ هیستوگرام و نمودار Q-Q واکنش خاک
شکل ۴‑۴ هیستوگرام و نمودارQ-Q ازت کل
شکل ۴‑۵ هیستوگرام دادههای مربوط به متغیر شوری قبل و بعد از تبدیل لگاریتمی
شکل ۴‑۶ نموادر Q-Q دادههای مربوط به متغیر شوری قبل و بعد از تبدیل لگاریتمی
شکل ۴‑۷ نیم تغییرنمای تجربی مربوط به سه پارامتر رس، شن و شوری
شکل ۴‑۸ نیم تغییرنمای تجربی مربوط به متغیرهای سیلت، واکنش خاک، آهک و پتاسیم
شکل ۴‑۹ نیم تغییرنمای تجربی مربوط به متغیرهای کربن آلی، ازت کل و فسفر قابل استفاده
شکل ۴‑۱۰نمایش نقاط اندازهگیری شده در مقابل نقاط برآورد شده برای شن و پتاسیم
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))
شکل ۴‑۱۱ نقشه پهنه بندی رس، سیلت، شن، هدایت الکتریکی و واکنش خاک به کمک کریجینگ معمولی
شکل ۴‑۱۲ نقشه پهنه بندی کربنات کلسیم معادل، کربن آلی، ازت کل، فسفر و پتاسیم به کمک کریجینگ معمولی
فهرست جداول
جدول ۴ -۱ خلاصه آمار توصیفی خواص فیزیکی و شیمیایی اندازهگیری شده در منطقه مطالعاتی
جدول ۴‑۲ گروهبندی خواص خاک برپایه ضریب تغییرات (%CV)
جدول ۴‑۳ ماتریس ضرایب همبستگی خواص فیزیکوشیمیایی در منطقه نقده
جدول ۴ -۴ پارامترهای مدلهای برازش داده شده بر نیم تغییرنمای برای هریک از صفات مورد مطالعه
جدول ۴ -۵ نتایج حاصل از آمارههای ارزیابی خطا با روش کریجینگ معمولی
جدول ۴ -۶ نمایش ارزیابی دقت (ME) برای همه متغیرها با توانهای مختلف روش IDW
جدول ۲‑۳ نمایش ارزیابی دقت (RMSE) برای همه متغیرها با توانهای مختلف روش IDW
جدول ۴ -۸ ضریب همبستگی بین مقادیر پیشبینی شده و مقادیر مشاهده شده در روش کریجینگ معمولی
مقدمه و هدف
مقدمه
محیط زیست[۱] دائماً در دو بعد در حال تغییر است. ویژگیهای محیطی نتیجه کنشها و برهمکنشهای فرآیندها عوامل گوناگون هستند. ممکن است هر فرایند بطور همزمان در چند مقیاس مختلف، به شکل غیر خطی و با بازخورد مثبت محلی عمل کند. محیط زیست که حاصل این فرآیندهاست با پیچیدگی فراوانی، از محلی به محل دیگر و در بسیاری از مقیاسهای مکانی (از مقیاسهای میکرومتری[۲] گرفته تا چندصد کیلومتری) تغییر میکند. تغییرات عمده محیطی به حد کافی واضح هستند، مخصوصاً زمانیکه آنها را در عکسهای هوایی و تصاویر ماهوارهای مشاهده مینماییم. سایر تغییرات پیچیدهتر هستند و خصوصیاتی مانند درجه حرارت و ترکیبات شیمیایی به ندرت قابل مشاهده هستند. از اینرو بایستی سراغ اندازهگیریها و تجزیه تحلیل نمونهها برویم. از طریق توصیف تغییرات در مقیاسهای مختلف مکانی، اغلب میتوانیم بینشی از فرآیندها و فاکتورهایی بدست بیاوریم که مسبب این تغییرات یا عامل کنترلکننده آن هستند و ازینرو آنها را در یک بعد مکانی پیشبینی نماییم و منابع را مدیریت کنیم. نوع مدیریت تأثیر معنیداری بر تغییرپذیری[۳] خاک میگذارد. بررسی تغییرات خاک در میان مزرعه از طریق ارزیابی خاک، آزمایشات خاک و گیاه و بررسی عملکرد محصول صورت میگیرد، اما اغلب کشاورزان ترجیح میدهند که یک نوع مدیریت خاک و محصول را در سراسر مزرعه انجام دهند. چنین مدیریتی سبب افزایش هزینههای مدیریتی مزرعه، کاهش بازدهی اقتصادی، آلودگی آبهای سطحی و زیرزمینی و همچنین هدررفت انرژی میگردد. دستیابی به سود بهینه و حفاظت محیطزیست به این نکته بستگی دارد که چگونه مدیریتهای کشاورزی براساس شرایط خاک اعمال شوند ( خرمیزاده، ۱۳۸۸). یکی از خصوصیات مشترک علوم محیطی، ماهیت دادههای آنها است. اغلب ویژگیهای محیطی دارای پراکنش پیوسته در مکان بوده و از سوی دیگر نمونهبرداری و اندازهگیری آنها در تمام نقاط واقع در محدوده مطالعاتی غیرممکن است. تغییرات مکانی خاک، به عنوان یکی از متغیرهای محیطی، عبارت از تغییر در یک خصوصیت خاک به عنوان تابعی از موقعیت جغرافیایی است. پدولوژی[۴] به عنوان زیر مجموعهای از علوم خاک، نقش اساسی در مطالعه عوامل و فرآیندهای تشکیل خاک شامل کیفیت، وسعت، پراکنش و تغییرات مکانی خاک در مقیاسهای مختلف برعهده دارد. از دیرباز تغییرات مکانی خاکها مورد توجه خاکشناسان بوده و امروزه نیز چگونگی دستیابی به اطلاعات کمّی و دقیق از این تغییرات به منظور ارزیابیهای کیفیت زیست محیطی خاک، ریسک آلودگی و سیر قهقرایی خواص خاک مورد توجه خاکشناسان است. اطلاعات در مورد توزیع مکانی ویژگیهای خاک در منطقه مورد مطالعه، بخش ضروری اهداف مدیریتی، کشاورزی و سایر کاربردهای اراضی است. خاکشناسی علمی است که از روشهای عددی[۵] در مطالعاتش استفاده می کند. روشهایی مانند زمینآمار[۶]، سنجش از دور[۷]، سیستم اطلاعات جغرافیایی[۸] (GIS)، مدلسازی زمیننما[۹] و تئوری فازی[۱۰] را میتوان از روشهای قابل کاربرد در خاکشناسی مطرح نمود (چوکو و همکاران، ۲۰۱۰). امروزه سیستم اطلاعات جغرافیایی در تمامی علومی که به نحوی با اطلاعات مکانی[۱۱] سر و کار دارند به کار میرود. ازجمله کاربردهای رایج سیستمهای اطلاعات جغرافیایی در سراسر جهان، در علوم زمینی[۱۲] و به ویژه علم خاکشناسی از شاخه کشاورزی است. امروزه از فناوری GIS برای ذخیره و نگهداری، تجزیه و تحلیل اطلاعات و بررسی روند تغییرات خصوصیات سطح زمین از جمله حاصلخیزی خاک، کاربری اراضی[۱۳]، تهیه نقشه پراکندگی عناصر غذایی و غیره استفاده میگردد. تهیه نقشه ابزار نیرومندی برای درک توزیع فضایی خواص خاک در هر مقیاسی است، به علاوه اطلاعات مربوط به ویژگیهای خاک، برای مدیریت اراضی زراعی و تصمیمگیری جهت انتخاب راهبردهای خاص برای مطالعه تفاوت ویژگیهای خاک در مناطق گستردهتر کمک می کند (خرمیزاده و همکاران، ۱۳۸۸). بین ویژگیهای خاک از نظر مکانی اختلاف وجود دارد و تغییر پذیری خاکها تصادفی است (وبستر، ۲۰۰۰).
تغییرات مکانی در خاک، بهعنوان سیستمی پویا و چند مرحلهای را میتوان در دو دسته کلی تغییرات ساختاری (سیستماتیک) و غیرساختاری (تصادفی) تقسیم نمود. تغییرات ساختاری در برگیرنده تغییرات مشخص و تدریجی خصوصیات خاک به عنوان تابعی از فیزیوگرافی، ژئومورفولوژی و بر همکنش عوامل خاکسازی است. این نوع تغییرات را میتوان با توجه به دادهها و عوامل دخیل در تشکیل خاک و ارتباط آنها با چشمانداز اراضی درک و مورد شناسایی قرار داد، اما حتی پس از تقسیمبندی و پهنه بندی تغییرات خصوصیات کلی خاکها در قالب واحدهای مختلف نقشه، هنوز با برخی از تغییرات مکانی خصوصیات خاک در هر واحد مواجه میباشیم. این نوع تغییرات مکانی را اصطلاحاً تغییرات غیرساختاری و یا تصادفی مینامند که عموماً در محدودههای کوچک جغرافیایی رخ داده و به همین دلیل آنها را تغییرات کوتاه دامنه مینامند (محمدی، ۱۳۸۰).
مدیریت دقیق[۱۴] یا کشاورزی دقیق از طریق نحوه کاربرد مقدار متغیر (مانند کود)، قابلیت تغییر مسیر مدیریتی خاک را دارا میباشد (فِرِیس و همکاران، ۲۰۰۱).
کشاورزی دقیق اصطلاحی است که مربوط به کاربرد روشهای مدرن در راستای تولید محصولات کشاورزی میشود. با بهره گرفتن از این تکنولوژی، مدیریت اراضی وسیع آسان میگردد، به گونهای که انگار چندین زمین کوچک مدیریت میشود. استفاده از رایانه، جی پی اس، اجرای روشهای کشاورزی با نرخ متغیر، (GIS) ، هدایت و کنترل از راه دور ماشین آلات، اطلاعات بیسابقهای را در اختیار مدیران اراضی زراعی قرار میدهد. اطلاعات مربوط به مدیریت دقیق در هر متر مربع مزرعه قابل دسترس هستند و نقطه مقابل اعمال نهادهها به صورت یکنواخت در سرتاسر مزرعه هستند (مک کینون و همکاران، ۲۰۰۱)
اقدامات مدیریتی دقیق بجای قرار دادن زمینهای مختلف در یک گروه یکسان آنها را به واحدهای مدیریتی منفرد تفکیک میکند. این نوع گرایش به سمت مدیریت واحدهای کوچک مقیاس موجب چالشهای جدیدی در مدیریت حجم کثیر اطلاعات شده است (ویلرز و همکاران، ۲۰۰۹).
در این پژوهش تغییر پذیری مکانی برخی خصوصیات فیزیکی شیمیایی خاک در منطقه نقده به منظور تعیین تأثیر بالقوه آنها در تولید محصول مورد رسیدگی قرار گرفت. شهرستان نقده واقع در استان آذربایجان غربی رتبه چهارم تولید محصولات باغی کشور را به خود اختصاص داده و از نظر تولید محصول چغندرقند به عنوان قطب اصلی شناخته شده است. لذا شناسایی الگوی پراکنش مکانی عناصر غذایی اصلی از جمله ازت، فسفر و پتاسیم و نیز برخی خواص پایه از جمله بافت، شوری، واکنش خاک، میزان آهک و نیز درصد کربن آلی خاک های این منطقه ضروری احساس شد.
اهداف مهم این تحقیق عبارتند از:
۳-۳-۲ فرد نجات دهنده ی نسل بشر در اساطیر یونانی
همان گونه که در روایت سیل بزرگ در اساطیر یونانی بیان شد، رفتار انسان ها در چشم خدایان بدتر و بدتر شد، تا جایی که “زئوس"، خدای خدایان و آسمان ها، بر آن شد تا نژاد انسان را به وسیله ی سیلی بزرگ نابود کند. اما “پرومتئوس"، به طور پنهانی فرزند انسانی خود “دیوکالیون” را از این تصمیم آگاه کرد و از او خواست تا قایقی بسازد و با وسایل لازم پر کند و با همسرش “پیرا” بر آن سوار شود (هانسن، ۲۰۰۴: ۷۳).
“دیوکالیون"، در افسانه های یونانی، پسر “پرومتئوس"، همسر “پیرا” و نیای “هلن ها"، جد افسانه ای نژاد هلنی (یونانی) است.
در واقع دیوکالیون نخستین کالبدی بود که به دست پرومتئوس نقش زده شد و سپس با دم زئوس جان یافت و با پیرا ازدواج کرد.
پیرا به نوبه ی خود دختر اپی متئوس و پاندورا بود که سرگذشت جالبی دارند. اپی متئوس برادر پرومتئوس و طبعاً از گروه ایزدان موسوم به تایتان (Titan) بود. زمانی که پرومتئوس آتش را برای نوع بشر از خدایان دزدید، زئوس برای تنبیه انسان ها تصمیم گرفت بلاهایی را بر آنان نازل کند و یکی از این مصائب که بر انسان فرود آورد خلقت زنی بود به نام پاندورا که زیبایی و نیز صفات بی وفایی و خیانت و دروغ گویی را یک جا بدو داد و اپی متئوس را که بر خلاف برادرش ، پرومتئوس ساده لوح و بی خرد بود توسط پاندورا فریفت و آن دو با هم ازدواج کردند و بدین صورت با ورود نخستین زن بدبختی در جهان آشکار شد (حسین پور، ۱۳۷۶: ۲۶۱).
( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )
دیوکالیون، پادشاه “فتیا” (Phthia) واقع در “تسالی” (Thessaly) بود. “پیرا"، همسر دیوکالیون، دختر عموی او یعنی دختر “اپیمتئوس” (Epimetheus) برادر “پرومتئوس” و “پاندورا” (Pandora)، بود (کندی، ۱۳۸۵: ۲۴۴).
فرزندان “دیوکالیون” و “پیرا"، “هلن” (Hellen)، “آمفیکتیون” (Amphiktyon) و “پروتوژنیا” (Protogeneia) بودند.
باید از فرزند “پرومتئوس” و “آنیمف” (Anymph) یعنی دیوکالیون انتظار داشت که از موقعیت و مقام الهی و مقدس خود خشنود باشد اما هنگامی که او با “پیرا” ازدواج می کند، آن دو ظاهراً در اساطیر یونانی اولین زوج بشری می شوند از آن جایی که فرزندان آن ها به طور کامل انسان هستند. هر چند که حد و مرز میان خدایان و انسان ها در اساطیر یونانی، اغلب مبهم و نامشخص است به خصوص در دوران نخستین (هانسن، ۲۰۰۴: ۱۰۴).
در ادامه ی داستان نجات نسل بشر توسط “دیوکالیون” چنین آمده است که “زئوس"، خدای بزرگ یونانی، توفان و سیل را به هم آمیخت و بر پهنه ی زمین گسیل داشت. او توفان را فرستاد و برادر خود دریا را به کمک طلبید و با هم سیلاب و باران را از بهشت سرازیر کردند. آب رودها سرازیر شد و زمین را فرا گرفت و هر چه بود در خود غرقه ساخت. سیلاب با تمام نیرو زمین تاریک را در می نوردید. آب، قله های بلند همه ی کوه ها را پوشاند به جز پارناسوس (Parnasus) استوار را.
کوه پارناسوس کاملاً در زیر آب فرو نرفت و تکه ای زمین خشک بر فراز بلندترین قله اش باقی ماند تا پناه گاهی برای نجات بشر از نابودی کامل شود. پس از آن که نُه شبانه روز پی در پی باران بارید، آب همه جای گیتی را فرا گرفت و تنها کشتی “دیوکالیون” و “پیرا” از توفان نجات پیدا کرد. “زئوس” از نجات یافتن این زوج آزرده نشد، زیرا آن ها افرادی پرهیزگار بودند و همیشه با وفاداری خدایان را پرستش می کردند.
هنگامی که کشتی آن ها –دیوکالیون و پیرا- بر قله ی “پارناسوس” آرام گرفت، آن دو از کشتی خارج شدند، اما در هیچ کجای زمین اثری از حیات نیافتند. فقط آب های خروشان بود که همه جا را در اطراف فرا گرفته بود. “زئوس” نسبت به دیوکالیون و پیرا ترحم کرد و سیلاب را فرو نشاند. آب آهسته آهسته خود را عقب کشید و رودها کم عمق تر شدند و زمین دوباره به خشکی گرایید. دیوکالیون و پیرا از قله ی “پارناسوس” به زیر آمدند. اکنون آن دو تنها موجودات زنده ی روی کره ی زمین بودند.
آن ها معبدی نیمه ویران را که پوشیده از خزه ها بود یافتند و به داخل آن رفته و با خلوص به نیایش پرداختند. و از خدایان به خاطر نجات از مرگ سپاسگزاری و قدردانی کردند و دعا کردند تا در آن تنهایی وحشتناک یارشان باشند. در این هنگام ناگهان صدایی توجه دیوکالیون و پیرا را جلب کرد صدایی که از آن دو می خواست تا استخوان های مادرشان را پشت سرشان بیندازند. با شنیدن این فرمان آن ها وحشت زده شدند زیرا معنای این سخن را درک نکرده بودند اما ناگهان متوجه معنی حقیقی این ندا شدند. منظور از مادر، زمین بود، زمین بود که مادر همه چیز بود. بدین ترتیب دیوکالیون و پیرا شادمان شدند. هر دو سنگ هایی را برداشته و به پشت سرخویش پرتاب کردند. سنگ هایی را که دیوکالیون پرتاب کرده بود تبدیل به مرد و سنگ هایی را که همسرش، پیرا به پشت سر پرتاب کرده بود تبدیل به زن شدند و مقاوم ترین نژاد بشری را پدید آوردند. آنان باید قوی و نیرومند می بودند تا بتوانند با زحمت فراوان زمین را از باتلاق ها و لجن های حاصل از توفان و سیل پاک کنند (همیلتون، ۱۳۸۷: ۱۱۲).
شایان ذکر است نه تنها در اساطیر یونانی بلکه در اسطوره های هند و اروپایی نیز، انسان ها به همان اندازه که فرزندان و اخلاف نخستین زوج بشری دانسته شده اند، فرزندان زوج مقدس و الهی مادر زمین و پدر آسمان نیز بر شمرده شده اند (وست، ۲۰۰۷: ۳۵۸).
و نیز بیان این مطلب خالی از لطف نیست که واژه ی سنگ در زبان یونانی باستان به صورت (Pebble) به کار می رفته است و واژه ی لاتین (People) به معنی انسان یا مردم از همین واژه ی یونانی مشتق شده است (هانسن، ۲۰۰۴: ۷۳).
۳-۳-۳ عامل به وجود آورنده ی فرایند پالایش جهان در اساطیر یونانی
همان گونه که ذکر شد در اساطیر یونانی این “زئوس” خدای بزرگ یونانی است که بر انسان ها خشم می گیرد و درصدد نابودی نسل بشر از طریق فرو فرستادن سیل و توفانی عظیم، برمی آید.
نام زئوس در زبان یونانی باستان به معنی “آسمان درخشان” است. او آذرخش به دست و شاه خدایان است. نام زئوس شبیه به واژه ی لاتین (Deus-)، به معنی “خدا” و واژه ی سنسکریت دیائوس، (Skt. Dyaus-) ، که یکی از خدایان باستانی آسمان در هند می باشد، است (بیرلین، ۱۳۸۹: ۳۵).
زئوس، در اساطیر یونانی، ایزد آسمان است. او خداوندگار بادها، ابرها، تندرها و باران به شمار می رفته است (ژیران، ۱۳۷۵: ۴۱).
خدایان یونان باستان مانند مردم عادی تلقی می شدند. یونانیان به سادگی می توانستند تصاویر ذهنی خود را به دیگران نیز منتقل کنند. مردم یونان تنها آن چه را می دیدند واقعیت می انگاشتند و با مشاهده ی چیزهای قابل لمس و دیدنی در اطرافشان راضی بودند و آن ها را باور می کردند.
این را می توان نقطه ی قوت اساطیر یونان دانست که در دوران باستان که انسان ها در شگفتی و ترس نسبت به خدایان می زیستند، چنین طرز فکری داشتند و مظاهر وهم انگیز و ترسناکی را که در تمدن های دیگر پرستش می شدند از سوی یونانیان باستان تحریم شده بودند.
تعداد خدایان یونان باستان بی شمار است. در عین حال نباید این موضوع را نمودی از مذهب آن ها بر شمرد. بلکه می توان آن را تعبیر و تفسیر یونانیان بر ناشناخته های طبیعی دانست.
زئوس خدای باران است. او بر خدای خورشید غلبه می کند زیرا سرزمین یونان به باران بیش از آفتاب نیازمند است. بنابراین خدای باران آن است که آب ارزشمند را به نیایش گران خویش پیشکش می کند (همیلتون، ۱۳۸۷: ۲۶). یونانیان بر این باور بودند که خدایان جهان را نیافریده اند بلکه جهان را آفریننده ی خدایان می پنداشتند. بر طبق باور یونانیان باستان غول ها ، تایتان ها، که “خدایان کهن” نیز نام دارند، زندگی اسطوره ای و رمز آمیزی دارند و سرور جهان به شمار می روند و نیرویی ماورایی دارند.
مهمترین آن ها “کرونوس” است. او تا هنگامی که زئوس، فرزندش، پادشاهی را از او گرفت فرمانروای غول ها بود.
با به قدرت رسیدن زئوس، غول ها از میان نرفتند اما به مرتبه ای پایین تر نزول کردند. “اُلمپ” (Olympus)، دژی بزرگ بود که بر بلندای کوهی در شمال یونان واقع شده بود و یونانیان باستان آن را بلندترین کوه جهان تصور می کردند. درون این دژ، کاخ خدایان واقع شده بود. خدایان ساکن “المپ” با رضایت و شادی در کاخ های خود به سر می بردند.
خدایان ساکن المپ عبارتند از:
۱۰-هرمس (Hermes) خدای منطق و تجارت، پسر زئوس
۱۱-آرتمیس (Artemis) خدای جوانی، پسر هرا
۱۲-هفایستوس (Hephaestus) خدای آتش، پسر زئوس و هرا (همیلتون، ۱۳۸۷: ۳۶).
زئوس و بردارانش، خدایان قسمت عمده ای از جهان بوده اند. زئوس رهبر آسمان، خدای باران، گرد آورنده ی ابرها و مهار کننده ی آذرخش های نیرومند است. نیروی زئوس به تنهایی با نیروی تمامی خدایان برابری می کند. با این وجود زئوس دانای کل و مقتدرترین نیست زیرا بارها مورد هجوم و اغفال دیگر خدایان قرار می گیرد (همان :۴۰).
زئوس، فرمانروای آذرخش و ابرهای تیره و تار پس از تصمیم به نابودی کل نژاد انسان، به کوه المپ باز می گردد. او مصمم است که انسان ها را به خاطر رفتار و سلوک پلیدشان به کیفر برساند. اگر چه دیگر خدایان نامیرا با این تصمیم زئوس برای نابودی بشر فناپذیر موافق بودند اما نگران آینده ی خود نیز بودند. اگر انسان های فناپذیر نابود می شدند، چه کسی می توانست قربانی های خوشبو را به خدایان پیشکش کند. زئوس با این وعده که نژاد انسانی بهتری را خواهد آفرید، نگرانی و ترس را از دل خدایان زدود. زئوس به کمک آذرخش خود درصدد ویران کردن هستی بر آمد اما بی درنگ دریافت که حتی کوه المپ نیز از شعله های آتش آن در امان نخواهد ماند و به آتش کشیده خواهد شد، بنابراین از این نقشه صرف نظر کرد.
در عوض تصمیم گرفت که ابرهای سیاه توفان زا را رها کند و با به راه انداختن سیلابی عظیم در دنیا انسان ها را از بین ببرد. پس از آن، زئوس ،هرمس (Hermes) که نام او به معنای “ستون” است و فرزند زئوس و “پیک خدایان” نیز هست را به سوی “آئولوس” (Aolus) فرمانروای باد و توفان، فرستاد و به او امر کرد که ابرهای خشک کننده ی دنیا را در غار خویش محبوس کند و به جای آن ابرهای توفان زا را رها کند. در این هنگام باد جنوب هراس انگیز که ابرهای تیره و تار با خود به همراه داشت وزیدن آغاز کرد. باران شدیدی شروع به باریدن کرد. فرشی از آب بر سطح زمین جاری شد و تمامی صحراها و کشتزارها و جنگل ها و حتی پرستش گاه های خدایان را هم در برگرفته بود. آب پیوسته بالاتر می آمد و حتی بلندترین نقاط را نیز در برگرفت. آن گونه که سرانجام جهان به صورت دریایی پهناور و عظیم و بی پایان درآمد که کاملاً بی کران بود.
هنگامی که زئوس از فراز “کوه المپ” به پایین نگریست و دریافت که سیل بزرگ همه ی مردان و زنان را به استثنای “دیوکالیون” و “پیرا” همسرش که انسان هایی بی گناه و پرهیزگار بودند در کام خود فرو برده و نابود کرده است، باد شمال “آدس” (Ades)، را آزاد کرد، زیرا او ابرهای توفان زا را پراکنده و دریاها را خشک می کرد (روزنبرگ،۱۳۸۶ : ۶۹).
بدین ترتیب زئوس که قصد داشت نژاد بشر را به کلی نابود کند با فرو فرستادن سیل و توفانی مهیب تمامی هستی را از میان برد و در این میان تنها “دیوکالیون” و همسرش “پیرا” نجات یافتند و نسل بشر را از نابودی محافظت کردند.
۳-۳-۴ علت وقوع فرایند پالایش در اساطیر یونانی
در اساطیر و متون باستانی یونانی، دلیل فرو فرستادن سیل بزرگ توسط خدایان، بی حرمتی انسان ها نسبت به خدایان و نیز ظلم و ستم و رفتار بد انسان ها دانسته شده و نیز در برخی از منابع دیگر علت خشم زئوس، خدای بزرگ یونانی و نابودی نسل بشر توسط او فریب خوردن او توسط پرومتئوس و نیز دزدین آتش به وسیله ی او محسوب شده است.
در مورد روایت نخست، در اساطیر یونانی چنین بیان شده است که رفتار انسان ها در چشم خدایان بدتر و بدتر شد، تا جایی که زئوس، تصمیم گرفت نژاد انسان را به وسیله ی سیلی بزرگ و مهیب نابود کند. اما پرومتئوس، به طور پنهانی، فرزند خود، دیوکالیون را آگاه کرد. او قایقی ساخت و آن را با وسایل لازم پر کرد و با همسرش، پیرا، بر آن سوار شدند. زئوس بیشتر سطح زمین را با آب پوشاند و تقریباً تمام هستی نابود شد (هانسن، ۲۰۰۴: ۷۳).
در جایی دیگر نیز چنین بیان شده است که سیل بزرگ آخرین ابزار و چاره ی دشمنی الهی با انسان ها بود. خدایان رفتارهای خصمانه ی پیشین خود، مانند پس گرفتن انرژی حیاتی طبیعت، پنهان کردن آتش، آفرینش زن، و شیوع بیماری های مرگ بار در جهان را حتی این بار در مورد انسان ها بیشتر و گسترده تر کردند. زیرا در مورد آخر، خدایان تلاش کردند، نژاد بشر را با غرقه ساختن همه ی آن ها نابود کنند.
برای نسل ها ی متمادی، خدایان دیگر تلاش نکردند نژاد انسان را در مقیاسی وسیع نابود کنند و به طور مثال زئوس، نبردی عظیم را در تروی، (Troy) به راه انداخت تا جمعیت بشر را تا حدی کم کند نه این که آن را به طور کامل نابود کند (همان : ۷۴).
نیز در روایتی دیگر آمده است که، افسانه ای که در آن بشر به نژاد سنگ تنزل کرد، با توفانی سهمگین آغاز می شود. به تدریج بشر در همه ی سرزمین ها چنان ضعیف شد که زئوس تصمیم به نابودی آن گرفت. لذا توفان و سیل را به هم آمیخت و بر پهنای زمین گسیل داشت، و پایان بشر فانی را سبب شد (همیلتون، ۱۳۸۷ : ۱۱۱).